چيزي كه همه ما مي دانيم اين است كه علم همه روزه در حال پيشرفت است. از كوچكترين ذره گرفته تا عالم با عظمت كه هنوز توانسته ايم قطره اي از اين دريا را فرا گيريم و اميدواريم كه روزي به طور تمام وكمال ان را درك كنيم كه به نظر من فرض مهالي است. ما براي زندگي واقعي در اين عالم بايد خودمان را مطابق با آن به حركت در بياورم. حال
بحث سر اين است كه وقتي شما اين كار را مي كنيد ايا بهتر نيست كه خودتان را بيشتر از ديگران به حركت واداريد تا اين كار برايتان لذت بخش تر باشد ؟
در اين صورت هم نيازهاي خود را برطرف مي كنيد،هم جلوتر از ديگران حركت مي كنيد و هم براي خود افتخار مي افرينيد كه نظر ديگران را به خود جلب مي نماييد.
چه شما بخواهيد چه نخواهيد زمان كار خود را مي كند و غفلت شما باعث جهلتان در دوران شما مي شود و شما را از يادها مي برد.
كمي در رابطه با علم ميگويم. علم دو نوع است :
1- علم مفيد 2- علم مضر
علم مفيد علميست كه از ان براي رفع نيازهاي مفيد و براي رسيدن به علمهاي ديگر استفاده ميشود كه ضرري براي مردم {بجز انسانهاي مفسد} ندارد ويا سودش بيشتر از ضررش است.مانند:تلفن همراه- كامپيوتر-اتومبيل و...
علم مضر علمي است كه ان ضررش بيش از سودش باشد مانند : بمبهاي شيميايي-هسته اي-ميكروبي و اكثر تسليحات نظامي و ...
به نظر من علم يعني شناخت و فناوري يعني مبارزه بامشكلات و رفع نياز ها .
اگر شما موافق هستيد يا مخالف لطفا نظرتان را ارائه دهيد تا شايد به جاي اين نوشته ها نوشته ي شما را قرار دهم.
با تشكر
+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 23:30  توسط سيد علي موسوي
|
مشورت كردن يكي از عوامل مهم موفقيت است{البته با در نظر گرفتن شاخصه هاي موردنظر}. در اروپا به تازگي روشي جديد در تدريس بكار گرفته شده است كه ان روش همكاري دانش اموزان با هم است كه به زبان خودمان همان كار گروهي است. كارگروهي بازدهي بيشتري دارد بنابراين توصيه ميكنم كه انهايي كه دوست دار علم هستند در قسمت نظر خواهي يا بوسيله ايميل به من اطلاع دهند تا روش كارمان را به انها بگويم. در ضمن انهايي كه مقالات يا نظراتي در باره موضوع مرتبط دارند ميتوانند به من ايميل بزنند يا در نظر خواهي نظراتشان را بگويند.
از توجه شما متشكرم.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 22:44  توسط سيد علي موسوي
|
براي ارائه بهتر و منظم تر مطالب اين وبلاگ، از اين پس مطالب هر بخش را در صفحاتي جدا قرار ميدهم تا شما با انتخاب موضوع مورد علاقه، بتوانيد از وقت خود نهايت استفاده را ببريد. تنها مطالبي كه عمومي هستند و براي هدايت شما مفيدند در صفحه نخست قرار ميگيرند. كساني هم كه مطالبي در زمينه موضوعات قرار داده شده در فهرست موضوعات دارند مي توانند انرا برايمان ارسال كنند ويا اگر حوصله نويسندگي دارند اطلاع دهند تا انها را يكي از نويسندگان وبلاگ قرار دهيم.
با تشكر از همكاريتان
+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 15:59  توسط سيد علي موسوي
|
چرا بايد فناوري را پيشبيني كرد؟ البته شايد اين پرسش تلويحاً به اين معني باشد كه ما بين پيشبيني و عدم پيشبيني مختاريم؛ اما اينگونه نيست, چرا كه هر فرد، سازمان، يا ملتي كه از تغييرات فناوري تاثير بپذيرد، هنگام تصميمگيري درباره تخصيص منابع، ناگزير با پيشبيني فناوري مواجه خواهد شد.
شايد برخي ادعا كنند كه به جاي پيشبيني عقلاني و تحليلي, گزينههاي ديگري هم وجود دارند. ابتدا با اين گزينهها آشنا ميشويم:
"عدم پيشبيني": ميتوان كوركورانه با آينده مواجه شد. به بيان ديگر از پيشبيني آينده پرهيز كرد و هيچ توجهي به پيامدهاي آتي تصميمها نداشت.
واضح است هر سازماني كه چنين عمل كند بقا نخواهد يافت. حتي اگر محيط تغيير نكند، اكثر تصميمهاي اتخاذ شده اشتباه خواهند بود. چرا كه طبيعتاً ثبات محيط را پيشبيني نكردهاند و اگر محيط به سرعت تغيير نكند، فاجعه سريعتر روي خواهد داد, زيرا تصميمي كه در كوتاهمدت درست است, شايد در درازمدت غلط از آب درآيد. اما در اكثر موارد، "عدم پيشبيني" در واقع به معناي پيشبيني تداوم يا تغييرات جزئي در وضعيت موجود است.
بنابراين، زماني كه تصميمگيرنده ميگويد به پيشبيني فناوري اعتقاد ندارد يا از آن استفاده نميكند، در واقع ميخواهد بگويد كه تصميمگيري او بر فرض ثبات فناوري استوار است.
اين رويكرد در واقع گزينه بديل پيشبيني نيست، بلكه نوعي بسيار خاص اما تلويحي پيشبيني است.
"هر چه بادا باد": اين گزينه بيانگر نگرشي است كه ميگويد آينده يك بازي كاملاً تصادفي است، و هيچ دليلي وجود ندارد كه بخواهيم از قبل آن را پيشبيني كنيم. جاي ترديد است كه هيچ تصميمگيرندهاي بخواهد زندگي شخصي خود را اينگونه اداره كند.
حتي تصميمگيراني كه ميگويند به اين نگرش اعتقاد دارند در روزهاي سرد و ابري احتمالاً باراني ميپوشند. بنابراين، وقتي آنها وانمود ميكنند كه در رابطه با تصميمهاي حرفهاي خود از اين نگرش برخوردارند، در واقع سعي دارند به اين بهانه از تفكر درباره نتايج پيشبيني طفره بروند.
روشن است هر تصميمگيرندهاي كه واقعاً بر مبناي اين نگرش عمل كند, با مشكل مواجه خواهد شد. بويژه شايد دريابد كه سازمان وي قادر نيست با سازمانهاي ديگري كه از روشهاي عقلاني پيشبيني بهره ميبرند, رقابت كند. لذا، سازمانهاي "هرچه بادا باد", عمر كوتاهي خواهند داشت.
"گذشته درخشان": بسياري از سازمانها تاريخچه درخشاني دارند. بقاي طولانيمدت آنها نشان ميدهد كه اين سازمانها به نحو صحيح عمل كردهاند. متأسفانه وقتي شرايط تغيير ميكند، احتمال كمي وجود دارد كه سياستها و تصميمهايي كه در گذشته موفقيتآميز بودهاند, همچنان مناسب و اثربخش باقي بمانند. افتخار متعصبانه به گذشته درخشان, با اين فرض كه آينده درخشان را تضمين ميكند, قطعاً فاجعهبار خواهد بود. سازماني كه به جاي آينده بر گذشته تمركز كند, مسلماً به موزه تاريخ خواهد رفت.
"پيشبيني رو به بالا": در اين نگرش فرض ميشود كه فناوري مانند كركره مغازه، روي يك خط ثابت و فقط به سمت بالا حركت ميكند. جوهرهي اين طرز برخورد را در گفتههاي متداولي چون "بالاتر، تندتر، دورتر" يا "هرچه بزرگتر بهتر" ميتوان مشاهده كرد. در اينجا فرض ميشود كه آينده همچون گذشته خواهد بود، فقط كمي بيشتر يا بهتر.
هر چند اين ديدگاه وقوع تغييرات را تاييد ميكند، اما اين را تشخيص نميدهد كه علاوه بر مسير "بالا" مسيرهاي ديگري هم وجود دارد. شكي نيست كه با ظهور يك رهيافت فني جايگزين، رهيافت قبلي متوقف شده يا به حاشيه ميرود. سازماني كه به پيشبيني رو به بالا متكي باشد، دير يا زود غافلگير ميشود؛ زيرا تغييرات فناورانهاي كه ناگهان آشكار ميشوند، آن را به خط پايان نزديك ميكنند.
"فشردن دكمه بحران": نگرش "عمل در شرايط بحران" يعني آنقدر منتظر بمانيم تا مشكل موجود به بحران تبديل شود و سپس براي كاهش اثرات بحران تلاش كنيم. در درازمدت اين شيوه عمل مانع پيشرفت سازمان در جهت تحقق اهداف خود ميشود و در بهترين حالت به معني حركت كج و كوله و نه مستقيم به سمت هدف است. به علاوه، در اين نگرش فرض ميشود كه وقتي بحران فرا برسد, وقت كافي براي واكنش اثربخش به آن وجود خواهد داشت. اگر در بحران خاصي اين فرض نادرست باشد، سازمان از بين خواهد رفت.
به علاوه نگرش فشردن دكمه بحران اين واقعيت را ناديده ميگيرد كه اگر روش پيشبيني مناسبي بهكار گرفته شود ميتوان از ظهور بحرانها جلوگيري كرد. هر چند مردم به چنين نگرشي معتادند, با اين حال نميتوان آن را جايگزين روشهاي عقلاني پيشبيني كرد.
"پيشبيني شهودي": اين نگرش نيز روش بديلي در برابر پيشبيني نيست، زيرا خود محتوي نوعي پيشبيني است. در واقع نگرش مذكور در نقطه مقابل روشهاي عقلاني، روشن و دقيق پيشبيني قرار ميگيرد. اين روش بدين معني است كه دنبال يك نابغه بگرديم ـ كسي كه از توانايي برتر پيشبيني برخوردار باشد ـ و از او بخواهيم بهطور شهودي آينده را پيشبيني كند.
بسياري از اين گونه پيشبينيها كه در گذشته انجام شده اند, درست از آب درآمدهاند . اما اين شيوه كم وكاستيهايي نيز دارد. رالف لنز ـ تحليلگر فناوري ـ درباره پيشبيني شهودي ميگويد كه ياد دادن آن غيرممكن و يادگيري آن بسيار پرهزينه است و امكان بررسي آن توسط ديگران وجود ندارد.
واضح است كه هيچ راه مطمئن و سريعي براي يافتن چنين كسي وجود ندارد و به فرض كه بتوان وي را پيدا كرد، امكان بررسي و ارزيابي پيشبيني او توسط ديگري وجود ندارد ـ حتي اگر فرد دوم هم نابغه باشد. شايد در برخي موارد هيچ راهي جز توسل به پيشبيني شهودي يك "نابغه" يا "كارشناس" وجود نداشته باشد، اما بايد دانست كه در صورت وجود روش منطقي و روشن، اين روشها ارجحيت بيشتري دارند.
هدف از بحث درباره جايگزينهاي "پيشبيني عقلاني" اين است كه نشان دهيم واقعا چنين جايگزيني وجود ندارد. زيرا هر تصميم قطعا بر مبناي يك پيشبيني استوار است. فرد تصميمگيرنده بين پيشبيني يا عدم پيشبيني مختار نيست، بلكه فقط ميتواند انتخاب كند كه آيا روشهاي عقلاني را به كار گيرد يا روشهاي شهودي و رجوع به ناخودآگاه يك فرد ديگر را.
مزاياي استفاده از روشهاي عقلاني اين است كه قابل آموزش و يادگيري هستند؛ و دستورالعملهايي دارند كه ميتوان آنها را از طريق آموزش به ديگران ياد داد. حتي ميتوان تضمين كرد كه در برخي موارد, صرفنظر از اينكه چه كسي از آنها استفاده ميكند، به جوابي يكتا ميرسند.
پيشبينياي را كه بر پايه روشهاي صريح استوار باشد، ديگران ميتوانند بررسي كرده و ببينند آيا در جريان كاربرد روشها, در محاسبات، يا در اطلاعات استفاده شده اشتباهي رخ داده است يا نه.
هـمچـنيـن در مقاطع بعدي ميتوان پيشبيني را از نو مرور كرد و ديد كه آيا هنوز قابل قبول است يا نه، اگر شرايط چنان تغيير كرده باشد كه پيشبيني بياعتبار شده باشد، ميتوان طرحها و برنامههاي مبتني بر آن پيشبيني را نيز تغيير داد.
اگر پيشبيني عقلاني و صريح نباشد، بعدها نميتوان آن را بازبيني كرد و از ادامه آن مطمئن شد. همچنين اين خطر وجود دارد كه طرحهاي مبتني بر اين پيشبينيها بدون تغيير باقي بمانند.
آيا پيشبيني به حقيقت خواهد پيوست؟
شايد چنين به نظر برسد كه پيشبيني خوب لزوماً بايد به حقيقت بپيوندد. به بيان ديگر اگر پيشبيني غلط از آب در آيد, شايد به كلي بيفايده و حتي زيانبار به نظر برسد.
به عنوان مثال، فردي كه به پيشبيني وضع آب و هوا توجه ميكند در صورت شنيدن خبر غلط نامساعد بودن وضع هوا ممكن است تداركات غيرضروري انجام دهد و يا به دليل اين كه وضع هوا خوب پيشبيني شده، خود را براي هواي بد آماده نكند. واضح است كه پيشبيني وضع هوا هنگامي سودمند است كه درست باشد.
اكثرا همين معيار را براي پيشبيني فناوري نيز بهكار ميگيرند. اما اين كار به دو دليل اشتباه است. اول به اين دليل كه نميتوان دقت پيشبيني را از قبل تعيين كرد, و دوم به اين دليل كه پيشبينيهاي خوداصلاحگر در نظر گرفته نميشوند.
پيشبينيهاي خوداصلاحگر نتيجه و رويداد نهايي را تغيير ميدهند. مثلا تصميمگيرنده پيشبيني نامساعدي را دريافت كرده و بنابراين جلوي تحقق آن را ميگيرد. آيا اين پيشبيني بد بود؟ مسلما خير، خيلي هم مفيد بود زيرا توانست به نتيجه بهتري بيانجامد. پيشبيني رويداد مطلوب تنها به اين دليل تحقق مييابد كه بر اساس آن دست به كار ميشويد.
در اينجا نيز ارزش پيشبيني در سودمندي آن است، نه در تحقق آن. بايد به اين نكته مهم توجه كرد كه پيشبينيها نبايد بر اساس تحقق يا عدم تحقق آنها ارزيابي شوند. مهمتر از آن، بايد به ديگران ياد داد كه خوبي يك پيشبيني در كاربردي بودن آن است و اين كه بتوان با استفاده از آن تصميمهاي بهتري گرفت، نه اينكه آيا نهايتا به واقعيت ميپيوندد يا نه.
گامهاي نوآوري
مفـهـوم مهـمي كه در پيشبيـني فـناوري از آن استـفـاده ميشـود، "گامهاي نـوآوري" است. هيچ يك از نوآوريهاي فناوري بلافاصله پس از تراوش از ذهن مبتكر، استفاده عمومي پيدا نميكنند.
بر عكس، هر يك از نوآوريهاي فناوري از گامهاي متعددي عبور كرده و هر گام نسبت به گام پيش قابليت استفاده و كاربرد بيشتري را نشان ميدهد. پيشبيني فناوري با نگرش به اين گامها انجام ميشود. ذيلاً اينگامها مرور ميشوند:
1. يافتههاي علمي: در اين مرحله، نوآوري به شكل درك علمي يك پديده يا خواصي از ماده، رفتار يك نيرو، و نظاير آن ظهور مييابد. از اين يافته علمي نميتوان براي حل مشكلات فني استفاده كرد، اما بيانگر دانشي است كه راه حل مسائل مشخص را ميتوان از آن استنتاج كرد.
2. امكانپذيري آزمايشگاهي: در اين مرحله، راهحل مشخصي براي يك مساله شناسايي شده و يك نمونه آزمايشگاهي ساخته ميشود. واضح است كه اين نمونه با قوانين طبيعي يا فيزيكي سازگار است و ميتواند تحت شرايط آزمايشگاهي يك مشكل را حل كند، اما در خارج از آزمايشگاه يا بدون نظارت يك تكنسين ماهر عمل نميكند.
3. نمونه عملياتي: در اين مرحله ابزاري ساخته ميشود كه هدف آن عملكرد رضايتبخش در يك محيط عملياتي است. اكنون انتظار ميرود كه نمونه فوق به اندازه كافي قوي و قابل اطمينان باشد كه يك كاربر نوعي بتواند با آن كار كرده و از آن نگهداري كند.
4. عرضه به بازار يا كاربرد عملياتي: در اين مرحله، اختراع مذكور نه تنها از دقت و كفايت فني و طراحي برخوردار شده ، بلكه توجيه اقتصادي هم دارد. عبارت "اولين نمونه توليدي" اغلب زماني به كار برده ميشود كه اختراع مذكور به اين مرحله رسيده باشد.
5. پذيرش همگاني: در اين مرحله، نوآوري از لحاظ فني و يا اقتصادي ـ حداقل از بعضي جهات ـ برتر از ابزارهاي سابق است و لذا به طور گسترده جايگزين ابزارها، فنون يا قواعد گذشته ميشود. اين مرحله زماني آغاز ميشود كه ابزار جديد، درصدي از همه ابزارهاي داراي عملكرد يكسان و يا درصدي از همه وسايل مورد استفاده براي عملكرد يكسان را به خود اختصاص مي دهد.
6. اشاعه به ساير حوزهها: اين مرحلهاي است كه نوآوري يا اختراع نهتنها در حوزه خاص خود كاربرد عام يافته، بلكه به حوزههاي ديگري كه ابزار مذكور هرگز در آنجا كاربرد نداشته است گسترش مييابد. به عنوان مثال: ترانزيستور هماكنون به اين مرحله رسيده است. ترانزيستور نهتنها جاي لامپ خلا را گرفته، بلكه در سيستم احتراق خودروها و كنترل خودكار دوربينها نيز استفاده ميشود.
7. آشكار شدن اثرات اجتماعي و اقتصادي: نوآوري در اين مرحله به شكلي رفتار جامعه را تغيير ميدهد يا به نقطهاي ميرسد كه نقش اقتصادي مهمي پيدا ميكند. به عنوان مثال، تلويزيون قطعاً اثري عمده بر جامعه بشري برجاي گذاشته است.
همه نوآوريها همه اين مراحل را پشت سر نميگذارند، اما در پيشبيني فناوري با استفاده از مفهوم "مراحل نوآوري" ميتوان در همان مراحل ابتدايي توسعه فناوري، رويدادهاي آتي را پيش بيني كرد.
روشهاي پيشبيني
اساسا چهار روش پيشبيني وجود دارد، و تحليلگران با انواع تركيبات اين چهار روش پيشبيني ميكنند.
1. برون يابي. اين روش الگوي گذشته را به آينده تعميم ميدهد. يعني نخست يك سريِ زماني از اطلاعات مربوط به موضوع جمعآوري، و سپس برونيابي ميشود. به عنوان مثال، تحليلگري ميخواهد سرعت هواپيماهاي آينده را پيشبيني كند.
ابتدا تاريخچه سرعت هواپيماها را بر اساس زمان وقوع آنها گردآوري كرده و سپس ميكوشد الگوي حاكم براين اطلاعات را كشف كند. اين الگوهاي نوعي يا به صورت "روند" (مثل اطلاعات فناوري و اقتصادي) يا به صورت "چرخه" هستند (مثل اطلاعات مربوط به آب و هوا). پس از كشف الگو، آن را به آينده تعميم ميدهيم و از اين طريق پيشبيني انجام ميشود.
2. شاخص هادي: كاهش درجه هواسنج اغلب نشانگر اين است كه به زودي باران ميبارد. بنابراين فرد ميتواند با استفاده از نقطه عطف سري زماني اطلاعات هواسنجي و فشارسنجي, نقطه عطف موجود در سري زماني بارش باران را پيشبيني كند.
در اين روش از يك سري زماني مشخص براي پيشبيني وضعيت آينده يك سري زماني ديگر استفاده ميشود. نكته اساسي در روش شاخص پيشرو اين است كه رفتار سري زماني مدنظر با رفتار سري زماني اوليه، يعني همان شاخص پيشرو يكسان و صرفاً اين دو با همديگر تاخير زماني داشته باشند.
به بيان ساده رفتار امروز سري زمانيِ هواسنج حاكي از رفتار فرداي سري زماني باران است.
3. الگوي علت و معلولي: در روشهاي برونيابي و شاخص هادي بايد بين گذشته و آينده رابطهاي بهدست آيد و هيچ نيازي نيست كه علتهاي اين رابطه شناخته شود.
تحليلگري كه از روش شاخص هادي استفاده ميكند, نيازي ندارد كه بداند چرا رفتار دو سري زماني يكسان است. در مقابل، در الگوهاي علت و معلولي، اطلاعات مربوط به علت و دليل جمعآوري ميشود. به عنوان مثال, پيشبينيِ گرفتگي خورشيد بر پايه رابطه علت و معلولي استوار است, و از قوانين بنيادي فيزيك تبعيت ميكند.
4. روشهاي آماري و احتمالي: تفاوت اين روشها با روشهاي قبلي در اين است كه يك توزيع احتمالي بر روي دامنه ارزشهاي ممكن توليد ميكند. هم اكنون برخي از پيشبينيهاي آب و هوايي به اين شيوه انجام ميشود. به عنوان مثال، ميگويند احتمال بارندگي فردا 30 درصد است. اين بدان معني است كه در دامنه نتايج ممكن، يعني بين بارندگي و عدم بارندگي، درصد احتمال وقوع آنها به ترتيب30 درصد و 70 درصد است.
نكتهاي كه بايد به خاطر داشت اين است كه براي پيشبيني فناوري فقط چهار روش وجود دارد. تفاوتهايي كه در كاربرد اين روشها ديده ميشود, اساسا ناشي از تفاوت در نوع اطلاعات موجود است.
به عنوان مثال، اطلاعات اقتصادي همچون قيمتها در فاصله زماني منظم (هفتگي، ماهانه، و غيره) ارائه ميشوند، اما اطلاعات مربوط به فناوري در فاصله زماني منظم عرضه نميشوند. لذا، هر چند هنگام پيشبيني اقتصادي و فناوري از روش برونيابي استفاده ميشود، تكنيكهاي خاص مورد استفاده آنها با يكديگر متفاوت است، زيرا ماهيت اطلاعات آنها تفاوت اساسي دارد.
بايد به خاطر داشت كه پيشبيني فناوري به خودي خود ارزشي ندارد، بلكه ابزاري براي كمك به تصميمگيري است. بنابراين، بايد بتوان به كمك پيشبيني پاسخ سوالهاي تصميمگيرنده را به دست آورد.
ارزش پيشبيني به ميزان سودمندي آن در زمان اتخاذ تصميم بستگي دارد. هر پيشبيني كه كيفيت تصميم را بهبود بخشد، صرفنظر از اين كه در آينده چه رخ دهد، پيشبيني مفيدي خواهد بود.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 0:44  توسط سيد علي موسوي
|